خرید بک لینک
آیا امامت ارثی است؟ حضرت ابراھیم بعد از ھمه امتحانات عظیم الھی مورد لطفی از جانب پروردگار قرار گرفت و به مقامامامت رسید و آنگاه از خدایش خواست که امامت را در خاندانش موروثی کند ولی خداوند با قھر فرمود که: این مقام به ظالمان این نژاد نرسد. و نیز اینکه در قرآن خداوند دعائی را به مؤمنانش القاء نموده استکه بگویند: پرودگارا ما را امام متقیان فرما.از این دو آیه در قرآن درک می کنیم که امامت لزوماً ارثی نیست و ھر انسان مؤمنی میتواند به این مقامنائل آید. و ھمه عارفان ما و از جمله علامه طباطبائی بر این اعتقادند که رسیدن به مقام ولایت بر ھمگانممکن است و سریعترین راه آن معرفت نفس است . و از حضرت رسول(ص) نیز داریم که فقط رھروانمعرفت نفس می توانند به حقوق دین او نائل آیند ودر دین خدا حقی برتر از امامت نیست. و البته امامتدر فرزندان علی(ع) و فاطمه(ع) امری مربوط به وصایت دین محمد(ص) است که ولایتی خاص الخاصمی باشد. ولی امامان خارج از وصایت دین محمد(ص) مربوط به دوران غیبت امام زمان(ع) ھستند کهخلاء این دوره را جبران می نمایند و ظھور آن حضرت را تدارک می بینند . مولوی نیز در مثنوی می فرمایدکه در ھر عصر یک و

برچسب: نویسنده: زهرا باقری تاريخ: چهارشنبه 19 آبان 1395 ساعت: 21:12

« فرقه های مدرن » شریعت آخرالزمان عصر جدید را به لحاظی بایستی عصر ظھور فرقه ھای بی شریعت دانست که از بطن مذاھب قدیم سربرآورده اند مثل مذھب پروتستان و دھھا فرقۀ فرعی منشعب از آن که از بطن مسیحیت پدید آمده است یا مثل فرقۀ اسماعیلیه و یا بھایی و یا برخی فرقه ھای صوفیه که از بطن اسلام و خاصه تشیع رخ نموده اند و یا صھیونیزم بعنوان یک فرقه مذھبی –سیاسی که از بطن مذھب قدیم یھود پدید آمده است و جمله اینھا مذاھبی بی شریعت محسوب می شوند و اصول راه و روش و آیین زندگی اینھا ھمان ارکان فرھنگ و تمدن مدرن غرب است مثل آزادی ، برابری ، دانش و تکنولوژی و غیره . به لحاظی ھمه این فرقه ھای مدرن را بایستی پیرو ھمان پروتستانیزم اروپا دانست که زمینۀ فرھنگی مدرنیزم می باشد ولی ھر کدام توجیه مذھبی خود را دارا می باشد ولی در عمل جملگی به یک راه و روش زندگی می کنند و ھیچ تفاوتی بین شعبات مسیحی و یھودی و اسلامی و شیعی وجود ندارد . جمله این فرقه ھای مدرن شبه مذھبی ھر یک به نوعی خود را برگزیدۀ خدا و مورد شفاعت مطلقه بانی مذھب خود می دانند که ھمۀ گناھانشان را خودبخود می بخشد و لذا جای ھیچ نگرانی نیست و بھشت از آن آ

برچسب: فرقه های سری,فرقه های شیعه,فرقه های مسیحیت,فرقه های,فرقه های نوظهور,فرقه های اهل سنت,فرقه های انحرافی,فرقه های ضاله,فرقه های, در ایران, نویسنده: زهرا باقری تاريخ: سه شنبه 18 آبان 1395 ساعت: 7:39

خطرات نماز سهوی می دانیم که خداوند در کتابش بر نمازگزاران سھوی و ریائی فریاد کشیده و آنان را در جرگه دشمنان دین قرار داده است. نماز ریائی که تکلیفش واضح است و علناً دارای ذاتی کافرانه و فریبکارانه میباشد و جای بحث ندارد و اما از نماز سھوی که ھمان نماز از روی عادت و وراثت و اکراه است . می دانیم که نماز ستون دین و عبودیت بمعنای پرستش است و پرستش از عشق و شوق و نیاز قلبی و روحی است. اگر کسی را که قلباً دوست نمی دارید مستمراً چاپلوسی کنید و از وی درخواست رحمت نمائید چه اتفاقی می افتد؟ او نیز عملاً پاسخی نمی دھد الا از روی ریا و از چاپلوسی شما بیزار می شود و رابطه به عداوت می انجامد. آیا اینطور نیست؟ رابطه انسان و خدا ھم درمراتب دارای ھمین خصلت است و به ھمین دلیل بشر به زبان بشری با خدا سخن می گوید. راز دل گفتن و طرح نیاز با کسی که نه دوستش دارید و طبعاً او ھم دوستتان ندارد جز کینه و عداوت حاصلی ببار نمیآورد. حال بھتر درک می کنیم که چرا خداوند بر این نوع نمازگزاران فریاد غضب می کشد و آنان را دشمن خود می د اند. یعنی نماز این چنینی موجب گرایش به اعمال ضد دینی می شود و به عداوت با خود خدا ھم

برچسب: نویسنده: زهرا باقری تاريخ: سه شنبه 18 آبان 1395 ساعت: 7:39

ایمان بهشتی و ایمان دوزخی طبق معارف قرآنی و نیز مشاھدۀ اجتماعی درک می کنیم که دو نوع ایمان در جھان وجود دارد : ایمان بھشتی و ایمان دوزخی ! ایمانی که محصول تصدیق و تبعیت اختیاری از حجت ھای الھی و معارف دینی و اخلاقی است و ایمان تقوی می باشد به مصداق « اِنّ المتقّین فی الجنات نعیم » (براستی که پرھیزگاران در بھشت ھای نعمت پروردگار ھستند ) . و امّا ایمانی ھم داریم که حاصل عذابھای دوزخ در ھمین دنیا می باشد . یعنی آنانکه حجت ھای الھی را دیدند و به تجربه و عقل درک کردند و به تصدیق رسیدند ولی بواسطه کفرشان انکار کردند و به حدود الھی تن در ندادند و سپس مھلت توبه شان بسر آمده و مشمول نزول عذابھای الھی شده اند که تحت الشعاع عذاب ایمان آوردن منتھی با زجر و ضجه تصدیق می کنند و اعتراف به کفر و شقاوت خود می نمایند و خود را سرزنش مینمایند و بواسطه عذابھا از بسیاری اعمال فاسقانه ساقط شده اند اینان مؤمنین عرصه دوزخند . خداوند دربارۀ این ایمان دوزخی می فرماید که این ایمان ھرگز از عذابشان نخواھد کاست زیرا مھلت ھا را از دست داده اند و بر فرض ھم اگر رفع عذاب شوند بلافاصله کافرتر از اوّل می شوند . اینان

برچسب: نویسنده: زهرا باقری تاريخ: سه شنبه 18 آبان 1395 ساعت: 7:39

چگونه دلی تواب میشود - چگونه کسی به امامت میرسد ! انصراف و توبه و تحول از یک راه و روش که تمام زندگیمان را بر آن اساس بوده ایم مھمترین واقعه کل زندگی ماست . این توبه یا به جبر است یا توفیق اجباری و یا به عشق و اختیاری که از معرفت است. این توبه در صورتی بنیادی و سرنوشت ساز است و به عاقبتی برحق می رسد که ھم معرفتی و ذھنی باشد و ھم قلبی و با عشق و رغبت عاطفی . توبه ذھنی مستلزم تعقل و صدق و واقع نگری می باشد ولی توبه قلبی مستلزم وجود یک امام است که از فرد تواب دل می برد . ذھن آدمی برای کندن از جھان جھل و کفر و فریب و حرکت در مسیر ایمان و سیر الی الله بخودی خود کفایت نمی کند . ذھن برای دل کندن از دنیا پرستی لازم و کافیست ولی برای حرکت در راه حق بایستی قدرت قلبی که جوھره زندگی است در میان آید . به ھمین دلیل است که آدمی به لحاظ ذھنی به تجربه می داند که دنیا پرستی و بازیگری و دروغ و ریا و ستمگری و ستم بری و چاپلوسی و فسق بد است و عاقبتی ندارد ولی قدرت عملی یک زندگی صادقانه و پاک و با عزّت را ندارد . ارادۀ عملی انسان از دل بر می خیزد و نه ذھن . ذھن فقط مدبّر و کارگزار است رونده ، دل است

برچسب: نویسنده: زهرا باقری تاريخ: سه شنبه 18 آبان 1395 ساعت: 7:39

منشأ ترحم به عاشورای حسینی در نظر عامه مردم محبت عین ترّحم و رقت انگیزی است ھمچون نگاه یک آدم ثروتمند به گدای کنارخیابان یا رحم یک آدم سالم به فردی بیمار و در حال احتضار. این نگاه ھرگز صاحبش را ھمنشین و ھمسفره و معاشر با فرد گدا و بیمار نمی سازد و بلکه صدقه ای می اندازد و در می رود تا بلایش دامنخودش را ھم نگیرد.و این محبت نیست و بلکه اتفاقاً غایت کبر و احساس برتری و شقاوت است و نوعی کفاره دادن است بهیک آدم کافر و بدبخت و خدا زده .مثل احساسی که بھرکسی در تماشای یک فاجعه انسانی دست میدھد. ھمانطور که در روایت آمده که حتی یزید و اھل بیت او ھم بالاخره بر حال حسین و خاندانشگریستند.آیا این از محبت است؟ و می دانیم که نخستین برگزار کنندگان تعزیه بر واقعه کربلا ھمان اھلکوفه بودند که با مشتی خرما، بیعت خود با حسین را به ابن زیاد فروختند. چنین آدمی نمی تواند دارایمحبت باشد و اصولاً نمی د اند که محبت چیست . او حتی به فرزندانش ھم محبت ندارد. ترحم حاصلبیزاری است . و لذا ھیچ انسان غیوری حاضر به پذیرش ترحم دیگران نیست.متأسفانه نگرش و احساس عامه مردم ما به واقعه کربلا و در سوگواریھا از نوع ترحم و رقت ا

برچسب: نویسنده: زهرا باقری تاريخ: سه شنبه 18 آبان 1395 ساعت: 7:39

« سیطره مخلصین » آیا نیکی میتواند بدی گردد؟ حدیثی از رسول اکرم (ص) است که از جمله احادیث جنجال برانگیز تاریخ اسلام بوده است:«نیکیھای نیکوکاران برای مقربین گناه است» اعمال حسنه مؤمنان برای کسانی که به مقام تقرّب الی الله رسیده اند گناه محسوب می شود . یعنی اگر ھمان اعمال حسنه از مقربین سر زند گناھشان است . اینکه مثلاً مستحبات مؤمنان مبتدی برای مقربین در حکم واجبات است و مکروھات مؤمنان برای مقربین در حکم حرام است ، امری معقول و قابل فھم می آید ھمانطور که عملاً خداوند به رسولش میفرماید که از بابت خطاھایش او را بسیار بیشتر از سائرین عذاب می کند بگونه ای که ھیچکس را چنین عذاب نکرده است . این توقع خداوند از کسانی است که دارای الطاف و نعمات و حجّت ھا و کرامات عظیمی از جانب او بوده اند . توقع از ھر کسی به میزان عقل اوست . ولی نیکی ھای مؤمنان برای مقربین گناه محسوب گردد و لذا حتماً مستوجب عذاب باشد امری عجیب و فراتر از عقل علیتی می باشد و از قانون ویژه ای پیروی می کند . نیکی بھرحال نیک و برای افراد گوناگون در درجات گوناگون نیک است ھمانطور که بدی ھم برای افراد گوناگون قباحت متفاوت دارد . فی

برچسب: نویسنده: زهرا باقری تاريخ: سه شنبه 18 آبان 1395 ساعت: 7:39

فلسفه شکر و کفر ھمه ارتباطات و اعمال و تجربیات بشری با ھرکس و ھر چیزی از جمله با خویشتن نھایتاً یا به شکر می رسد و یا به کفر. و این نھایت انسان در جھان است. یعنی یا به تسلیم و رضا و لذا تشکر می انجامد و وصال. و یا به انکار و عداوت و لذا کفر می انجامد و فراق و قحطی ابدی که ھمان دوزخ است ھمانطور که شکر ھم وادی بھشت است. یکی بدبختی و شقاوت است و دیگری خوشبختی و محبت. رابطه انسان در جھان یا به عداوت با جھان و جھانیان و از جمله خویشتن میرسد و یا به محبت و شکر و وحدت. اولی از جھان طرد می شود و دست خالی از دنیا می رود و دومی جھان ھستی را به ارث می برد. یکی جھنّم است و دیگ

برچسب: نویسنده: زهرا باقری تاريخ: دوشنبه 10 آبان 1395 ساعت: 21:34

فلسفه احساس گناه احساس گناه ، احساس زشتی در قبال زیبایی است احساس بدی در حضور خوبی ، احساس مرگ در برابر زندگی و احساس نابودی در قبال ھستی است . پس احساس گناه برخاسته از اراده به زیبا شدن ، خوب بودن ، پاک و زنده و جاودانه بودن است . پس احساس گناه عامل رشد و تکامل است و منشأ تعالی انسان می باشد . آنکه این احساس را ندارد نیست و نمی داند که نیست به ھمین دلیل احساس گناه در وجود پاکان و اولیای خدا به شدیدترین وجھی خود نمایی می کند . احساس گناه ھمان منشأ ف فری خود- آگاھی در انسان است و ھمان معنای بصیرت و بستر معرفت نفس است . و کسی که این احساس را ندارد ھنوز در عرصه ح

برچسب: نویسنده: زهرا باقری تاريخ: شنبه 8 آبان 1395 ساعت: 17:05

دین داری و معجزه امروزه بسیاری بر این تصورند که دین و ایمان یعنی اعمال خارق العاده و معجزه آسا . این نیز از وراثت بنی اسراییلی در تاریخ است که اصولاً پیامبر بی معجزه را پیامبر نمی دانند به ھمین دلیل امروزه اعمالی مثل فال گیری و رمالی و جنگیری و احضار روح و ھیپنوتیزم و انرژی درمانی و... به حساب دین و دینداری می آید و عاملان این فوت و فن ھا عموماً دعوی پیامبری دارند . بقول خواجه عبدالله انصاری : اگر بر آب روی خسی باشی اگر در ھوا پری مگسی باشی رو دلی بدست آر تا کسی باشی . از بس که حضرت موسی و ھمچنین ناجی یھود یعنی حضرت مسیح برای کفر و انکار و شقاوت قومش معجزه ن

برچسب: دین داری و افسردگی,دین داری و بزهکاری,دین و دینداری,دین و دینداری در جهان معاصر,تعریف دین و دینداری,دین و دینداری در نهج البلاغه,فواید دین و دینداری,تفاوت دین و دینداری,ضرورت دین و دینداری,کتاب دین و دینداری, نویسنده: زهرا باقری تاريخ: شنبه 8 آبان 1395 ساعت: 17:05

از دعای خود مأیوس نشوید ! مأیوس شدن از دعا ھمان مأیوس شدن از خدا و عین کفر و تسلیم ابلیس شدن است چرا که ابلیس رسالتی جز مأیوس کردن انسان از خدا ندارد و از ھمین درب بر انسان وارد می شود . ھر چه دعائی بزرگتر و محالتر باشد استمرار و استقامت و خلوص و صبر و تداوم بر آن دعا بھمان میزان ضروری است . در حقیقت دعائی بدون اجابت محال است . آنچه که دعائی را به اجابت نمی رساند قطع امید نمودن فرد داعی از دعای خویش و رھا کردن آن است . آرزوھای بزرگ مستلزم تداوم در خواستن است . دست و دل شستن از دعائی موجب رویکرد به راه و روشھای نادرست می شود و این ھمان پیروزی ابلیس بر انسان است

برچسب: نویسنده: زهرا باقری تاريخ: شنبه 8 آبان 1395 ساعت: 17:04

شکر خالق و شکر مخلوق در حدیثی از رسول اکرم (ص) می خوانیم که «شکر کردن خالق چیزی جز تشکر کردن از مخلوق نیست ». و نیز در قرآن کریم می خوانیم که « شکر نمی کنید خدا را الّا اینکه خودتان را شکر می کنید » تشکر از خدای ذھنی عین ممنون بودن از ھوای نفس خویش است چرا که پرستش خدای ظن (ذھن) ھمان نفس پرستی و شرک و ظلم است و لذا شکر حقیقی خدا و ایمان حقیقی جز در رابطه مریدانه با امام ممکن نیست زیرا امام تو را خلاف نفس تو امر و ھدایت می کند و اگر او را اطاعت و شکر نمودی در واقع خدا را شکر کرده ای . ھمانطور که علی (ع) می فرماید: «ھمواره بر خلاف میل خود عمل کردم و به خدا رس

برچسب: نویسنده: زهرا باقری تاريخ: شنبه 8 آبان 1395 ساعت: 17:04

صفحه بندی